|
یک رفتم تو یوتیوب..صدای سیستمو بلند کردم جوری که اتاق بغلیم فکر کنم میشنوه..صدای پلوپز داره میاد و تن ماهی که داره توی یه ظرف آب جوش داغ میشه..قل قل قل قل.. خاموشش میکنم تا دیگه صداش با صدای سیستم قاطی نشه.. یه ظرف آلو کنارمه که 4تا آلو توشه و یه ظرف شیر..نمیدونم برنج تو پلو پز چقدر باید باشه تا بپزه..چه جالب.. همین الان دکمش پرید...محمد اصفهانی داره میخونه... مرو ای دوست..مرو ای دوست.. مرو از.......احساس میکنم این اهنگرو دوست دارم..باید یه مدت گوش کنم تا بزنه دلمو.. دو سطل آشغال پر پر پر پره.. در پاکتشم گره زدیم ولی تو همون سطل مونده..من نمیدونم کجا باید بزارمش.. باشه تا عصر..عصر..عصر.. عصر میریم بیرون..هنوز بیکارم..یه ماهو چهار پنج روزی میشه درس ندارم.. اما کار..زبان..هنوز محمد اصفهانی داره میخونه...چه کنم با دل تنهاااا...چه کنم با غم دللللل..چه کنم با این دررررد..دل من ای دل من.. سه امروز دوستم از طریق نت بهم یاد داد چجوری پلو عدس درست کنم.. باید امتحان کنم.. ایشالا اون هفته..!! یوتیوبو عوض کردم.. الان داره میخونه.... اییی مه من... ای بت چین..ای صنم.........من زتو دوووورییی نتواننننم دیگر.. چهار باید برم نهارو جمعو جور کنم..امروز زبانم نخوندم..خدا به دادم برسه.. |